برچسب زده شده با : ایشانلر

خانم اجازه! شیر شتر آوردم براتون

روی سکوی مدرسه کنار دیواری که مشرف به روستا بود برای خودش چای ریخته بود و چشم‌‎اندازی دور دست را تماشا می‌کرد که گون‌آی دست مادرش را رها کرد و دوید سمت معلم مدرسه و گفت: «خانم اجازه! شیر شتر آوردم براتون».

پایگاه خبری تحلیلی گنبدی ها | جامع ترین وب سایت خبری شهرستان گنبدکاووس