شما اینجا هستید

آداب و رسوم » نگاهی بر فاجعه گوگ تپه،پایان سیطره ایران در ماوراء النهر!

در نیمه قرن ۱۹ دولت روسیه در پی یک سلسله عملیات تجاوز کارانه ، زیر پوشش ” حفظ مربوط به امنیت مرزها و روابط بازرگانی ” به تصرف مساکن ترکمنان پرداخت در ماه مه ۱۸۷۳ / م ، خیوه را متصرف شد و خود را آماده تجاوز بعدی نمود . و در اکتبر ۱۸۷۶ / م ، لوماکین LAMAKIN فرمانده نظامی ماورای خزر به اقدام جدیدی دست زد که به شکست وی منجر شد .

دولت روسیه برای تلافی شکست ژنرال لازاروف را مأمور سرکوبی ترکمنان نموده ، لازاروف در آستانه ی لشکر کشی در گذشت و فرماندهی سپاه دوباره بدست لوماکین افتاد . لوماکین بار دوم با دادن تلفات سنگینی عقب نشینی نموده ، در نوامبر ۱۸۸۱ / م ژنرال اسکوبلوف با قوایی معادل ۱۱۰۰۰ نفر و به قصد نابودی تام و تمام ترکمنها از قزل سو راهی آخال شد . از آنجایی که خط آهن هنوز تکمیل نشده بود حدود ۲۰۰۰۰ شتر نیز برای حمل و نقل تدارکات ستون به کار گرفت . بالاخره در اوایل ژانویه ۱۸۸۱ / م پس از استقرار واحد های نظامی در امتداد خطوط مواصلاتیش ، با نیروی معادل ۶۵۰۰ سرباز و ۶۰ عراده توپ به گوگ تپه رسید . دژ گوگ تپه با حصاری به طول چند کیلومتر ، حدود ۴۰۰۰۰ ترکمن را در دل خود جای داده بود . از این میان فقط حدود ۱۰۰۰۰ نفر را جنگاوران ترکمن تشکیل می دادند ، مابقی زن و کودک و از کار افتاده بودند . ترکمنها امیدوار بودند که استحکامات گوگ تپه با دیوارهایی به ارتفاع ۶ متر و ضخامتی بین ۶۰ تا ۹۰ سانتیمتر همانند سال گذشته در برابر تهاجم روسها تاب آورد و این تلاش آنها را نیز ناکام سازد . در این مدت یکی از ترکمنهایی نیز که به شیوه ی سنگر سازی روسها در منطقه آشنایی داشت اصلاحاتی در مواضع گوگ تپه ایجاد کرده بود.

در پی آغاز حمله همان گونه که انتظار می رفت ترکمنهای تکه به رهبری تکمه سردار مقاومت سر سختانه ای از خود نشان دادند .توپخانه ی روسها استحکامات گوگ تپه را زیر آتش مداوم خود گرفت اما پس از چندی آشکار شد که این آتش بازی تأثیر چندانی بر دیوارهای ضخیم گوگ تپه ندارد و مقاومت ترکمنها کماکان بدون وقفه ادامه دارد. ژنرال اسکوبوف از آن بیم داشت که در صورت طولانی تر شدن عملیات ، واحدهای کمکی ترکمن فرا رسند و خود او نیز زیر محاصره قرار گیرد . بنابراین دستور داد نقبی به زیر بخش جنوبی استحکامات گوگ تپه حفر شود تا آن را منفجر کنند. در حالی که آتش توپخانه و تلاش گروه های حمله برای دستیابی بر قلعه ادامه داشت ، خود او عملیات حفر نقب را تحت سرپرستی گرفت.

“بعدها تعدادی از افسران روسی حاضر در این عملیات چنین اظهار داشتند که اگر ترکمنها نهر آب را به سوی اردوی روسها بر می گرداندند و هم زمان نیز سوارهایی را برای حمله بدانجا اعزام می داشتند شاید این نبرد سرنوشت متفاوتی می یافت .” به هر تقدیر در حالی که نبرد ادامه داشت کار حفر نقب پیش رفت و بالاخره روسها به زیر دیوار قلعه رسیدند. حدود دو تن مواد منفجره زیر دیوار کار گذاشته شد و در حالی که آتش بسیاری از توپهای اردو بر آن بخشی از دیوار متمرکز بود منفجر گردید . روسها به سمت قلعه هجوم آوردند .با فروکش کردن گردو غبار حاصله از انفجار ملاحظه شد که شکافی به عرض ۶۰ متر در دیوار ایجاد شده است . ترکمنها که چند صد نفرشان در همین انفجار کشته شده بودند به هیچ وجه آمادگی مقابله با این وضع را نداشتند .

از سوی دیگر گروه های حمله که شب گذشته با استفاده از تاریکی شب خود را به اطراف قلعه رسانده و مخفی شده بودند نیز در این میان با نردبان به سایر قسمتهای قلعه هجوم آوردند و به درون ریختند.

مقاومت ترکمنها درهم شکست بسیاری از آنها سعی کردند از شکافی که در بخش شمال شرقی دیوار نیمه تمام قلعه ایجاد شده بود فرار کنند . قتل عام آغاز شد . سربازان روس بر هیچ کس ابقا نکردند . در خود قلعه حدود ۶۵۰۰ جسد شماره شد . حدود ۸۰۰ نفر از زنان و کودکانی نیز که راه فرار در پیش گرفته بودند ، به دست واحدهای سواره نظام روس کشته شدند . اسکوبلوف فقط پس از سه روز دستور ” ترک مخاصمه ” داد. رقم رسمی تلفات روسها ۲۲۸ کشته و ۶۶۹ مجروح اعلام شد که قطعاً کمتر از میزان واقعی است .

یک ژنرال ، دو سرهنگ و حدود چهل صاحب منصب دیگر جزو کشته شدگان بودند. خطر گسترش و شیوع بیماری چنان بود که چاره ای جز سوزاندن کلی اجساد نماند.

شخص اسکوبلوف از فتح گوگ تپه طرفی بر نسبت ، اگر چه وی پس از ناحیه حکومتی ” ماوراء خزر ” به عنوان بخشی از قلمرو نایب السلطنه قفقاز به فرمانداری آن تعیین شد ، ولی چند صباحی بعد ، در پی بازتاب گسترده ای که این کشتار هولناک یافت چاره ای جز احضار او به مرکز نماند . اسکوبلوف پس از چند ماه در حالی که هنوز چهل سال بیش نداشت در گذشت .

ولی این فتح و پیروزی برای امپراتوری روس مهم و کارساز گردید . در پی سقوط گوگ تپه حاکمیت نهایی آنها بر منطقه مسجل شد و دیگر از ناحیه ترکمنها با مقاومتی روبرو نشدند . حتی خود تکمه سردار هم که با گروهی از افراد و طوایف جان بدر برده اش به مرو پناهنده شده بود نیز در ۱۸۸۴ / م ، که مرو در پی مذاکراتی تسلیم ژنرال کوماروف شد مقاومتی نکرد . در سالهای بعد به ویژه در سالهای پر تب و تاب انقلاب ۱۹۱۷ رم و سقوط تزاری نیز که تقریباً کلیه ی ملل و اقوام امپراتوری سر به شورش برداشتند ، ترکمنهای این خطه بالنسبه آرام ماندند..ژنرال اسکوبلوف گفته بود : ” من به این اصل اعتقاد دارم که مدت زمان صلح و آرامش با مقدار کشتاری که از دشمن می شود ، نسبت مستقیم دارد .”

ژنرال سرپرستی سایکس رئیس پلیس جنوب می نویسد :

” چند سال پس از پیروزی روسها وقتی که بر این خرابه های ” گوگ تپه و اطراف آن ” گذر کردم از شجاعت نومیدانه یی که ترکمنان نشان دادند و مدت بیست روز این قلعه را که دارای دیوارهای ساده ای بود در مقابل ارتش روس حفظ نمودند حیرت کردم . . . ”

مرثیه ای به مناسبت سقوط گوگ تپه.

مسکین قلیچ شاعر ترکمن (۱۳۲۵ – ۱۲۶۸ ق ) که در این ایام زندگی می کرد به مناسبت کشتار روسها در گوگ تپه مرثیه ای تحت عنوان ” بلا لاردان نشان ” ، سروده که نگارنده قسمتهایی از مرثیه را انتخاب و با ترجمه آن در زیر آورده است :

ای خدا یا تو به قلیدیم بونه آفتدان نشان

الامان هی الامان ساقله بلا لاردان نشان

*****

اشبوگون ماتم توتیب حیوان انسان یغلاشر

گوگ لرزان اوریب یرو آسمان یغلاشر

ناله تار تیب هم بولیب لار چرخ ایوان یغلاشر

” تکه ” خلقی زار و گریان کوپ مسلمان یغلاشر

ناله تار تیب هم بولیب لار چرخ ایوان یغلاشر

” تکه ” خلقی زار و گریان کوپ مسلمان یغلاشر

عرصات قوپدی بوگون مؤمن لاره آخر زمان

*****

وادریغا سرنگون بولدی سوین خان ایل

گؤزی گریان باغری بریان خانه ویران ایل لارم

عاجزی مسکین قلیچ قیل توبه چندان یغلاغیل

همدمم اوستا مراد خاطر پریشان یغلاغیل

د مبدم افغان قلیب چاک و گریبان یغلاغیل

عرصات قوپدی بوگون مؤمن لره آخر زمان ”

*****

ترجمه :

خدایا توبه کردم این چه آفت و نشانی است

امان هی امان ، خدایا حفظ کن از این بلا

از ماتم امروز حیوان و انسان گریه می کند

آسمان به لرزه درآمده زمین و آسمان گریه می کند

ناله ها کشیده ابرها گریه می کنند

خلق تکه زار و گریان ، مسلمانان بیشماری گریه می کنند

قیامت شد امروز برای مؤمنان ، آخر زمان شد.

افسوس که ایل سوین خان دربدر شد

چشمی گریان ، دلی بریان ، خانه ویران شد خلقم

ای مسکین قلیچ عاجز توبه کن ، بسی گریه کن

همدمم اوستا مراد ، با خاطری پریشان گریه کن

هر لحظه فریاد بکش با سینه ای چاک و گریبان

برای آنانکه بر این درد گرفتار آمدند گریه کن

قیامت شد برای مؤمنان آخر زمان شد

پی نوشت :

معاهده آخال که بین سلسله قاجار و روسیه تزاری بسته شد به موجب این عهد نامه تحقیر آمیز ایران منطقه ماوراءالنهر را جز جدا ناپذیر همیشگی (خواستگاه اولیه آریایی ها در عهد باستان ) ایران زمین بوده از ایران جدا و تحت قیومیت روسیه تزاری در آمد (!!) و برای همیشه این منطقه از سیطره ایران زمین خارج شد.

 

منابع و مأخذ :

۱ – فیروز کاظم زاده ، روس و انگلیس در ایران (۱۹۱۴ – ۱۸۶۴ ) ، ترجمه ی منوچهر امیری ، فرانکلین ، ۱۳۵۴ ، صفحه ۴۹ .

۲ – G.DOBSON ; RUSSIAS RAILWAY ADVAMCE

IN TO CENTRAL ASIA ; W.H .ALLEN AND CO ; LONDON ; 1890 ; P . 164 .

۳ – PETER HOPKIRK ; THE GREAT GAME ;JOHN MURRAY ; 1990 ; PP . 405 – ۴۰۶

۴ – پرسی سایکس ، تاریخ ایران ( جلد ۲ ) ، صفحه ۵۱۷ .
۵ – دیوان مسکین قلیچ ، چاپا طیاران – مراد دُردی قاضی ، قابوس نشریاتی ، ۱۳۶۱ ، صفحه ۸۹

 

 

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است -
آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد -

پایگاه خبری تحلیلی گنبدی ها | جامع ترین وب سایت خبری شهرستان گنبدکاووس